السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
164
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
مىپذيرند : اين ، كيف ، كم و وضع . حركت در « اين » كه براى همگان روشن است . همهء حركات مكانى اجسام اين چنين حركتى هستند . ليكن در اين كه « اين » يك مقولهء مستقلى در برابر ساير مقولات باشد ترديدى وجود دارد هر چند مشهور گفتهاند . « اين » يك نوع وضع است ، زيرا هيئت حاصل از احاطه مكان به جسم در حقيقت يك نوع نسبت جسم با شىء خارج است و بنابراين در تعريف وضع مندرج است و حركت « اينى » در حركت وضعى داخل مىشود . و اما حركت در كيف و به خصوص در كيفيات غير فعلى ، مثل كيفيات مخصوص به كم مانند راستى و كجى و . . . به خوبى روشن است و حرفى در آن نيست . جسمى كه در كم خود حركت مىكند در نتيجه در كيفيات قائم به كم آن نيز حركت واقع مىشود . شاخه كج يا راستى كه بزرگ مىشود همانطور كه مقدارش زياد مىشود راستى و كجى آن هم حركت پيدا مىكند . حركت در كم هم اين است كه جسم در كم خود تدريجاً و به نسبت منظمى يك تغيير متصلى پيدا كند مثل نموّ كه زياد شدن يك جسم در حجم به طور متصل و منظم و تدريجى مىباشد . برخى اعتراض كردهاند كه نموّ در حقيقت ، انضمام اجزائى از خارج به اجزاى جسم مىباشد . كم بزرگ كمى است كه بر مجموع اجزاى اصلى و انضمامى يك جسم ، عارض مىشود ، و كم كوچك سابق ( پيش از كم بزرگ ) كمى است كه فقط بر اجزاى جسم اصلى عارض شود ، و اين دو كم مباين بوده اتصال ندارند ، زيرا موضوعشان مختلف است . و بنابراين حركت در كم ، واقع نشده بلكه در حقيقت يك كم زائل شده و كم ديگر عارض شده است . شاخهاى كه نيم متر بوده و اينك يك متر شده است همانطور كه كم آن دو ( نيم متر و يك متر ) متعدد است موضوعشان هم مختلف است موضوع اولى اجزاى قبلى درخت است و موضوع دومى مجموع